

.jpg)
بازار تبریز آنلاین - موسی کاظمزاده :شب یلدا برای بزرگترها شب خاطرههاست، اما برای کودکان شبی است که با سؤال آغاز میشود. «چرا امشب از همه شبها بلندتر است؟» سؤالی ساده که اغلب با پاسخهای پیچیده، شوخیآمیز یا تکراری روبهرو میشود. با این حال، آنچه یلدا را در ذهن کودک معنا میکند نه پاسخ علمی طول شب، بلکه حس متفاوت این شب است؛ شبی که قوانین معمول زندگی برای چند ساعت تغییر میکند.
یلدا در چشم کودک: شبی پر از قصه و خنده
در گفتوگو با چند کودک ۷ تا ۱۲ ساله، یلدا نه یک آیین تاریخی که یک تجربه زنده توصیف میشود. بیشتر آنها یلدا را «شبی که دیر میخوابیم» میدانند. برایشان مهم نیست که این شب به هزاران سال پیش برمیگردد یا با آیین مهر پیوند دارد؛ مهم این است که میتوانند تا نیمهشب بیدار بمانند، کنار بزرگترها بنشینند و احساس کنند جزئی از جمعاند. همین بیدار ماندن، بهتنهایی یلدا را به شبی متفاوت تبدیل میکند.
کودکان، یلدا را با اشیا به خاطر میسپارند. هندوانهای که در زمستان خورده میشود، اناری که دانههایش لباسها را رنگی میکند، ظرفهای پر از آجیل و شیرینی که معمولاً در طول سال در دسترس نیست. برای بسیاری از آنها، این خوراکیها نه نماد، بلکه نشانههای عینی یک شب خاصاند. یکی از کودکان بر این باور است: «یلدا شبی است که مامان اجازه میدهد هرچقدر بخواهم انار بخورم.» این جمله ساده، نشان میدهد که یلدا در ذهن کودک بیش از آنکه آیینی فرهنگی باشد، تجربهای احساسی است.
یلدای کودکی؛ بلندترین شب سال، از چشمهای کوچک
قصهگویی یکی دیگر از عناصر مهم یلدا از نگاه کودکان است. وقتی چراغها کمنور میشود و بزرگترها شروع به تعریف خاطره یا داستان میکنند، کودکان شنوندههایی جدی هستند. حتی اگر داستانها تکراری باشند، شیوه گفتن آنها، لحن صدا و فضای جمعی، برای کودک جذاب است. در این روایتها، کودک نه تماشاگر، بلکه مشارکتکننده است؛ کسی که میخندد، سؤال میپرسد و گاهی داستان را با خیالپردازیهای خود ادامه میدهد.
فال حافظ، اگرچه برای بسیاری از بزرگسالان جنبهای نمادین و جدی دارد، برای کودکان بیشتر شبیه یک بازی است. باز کردن کتاب، خواندن شعر و شنیدن تعبیرهای متفاوت، فرآیندی است که کودک آن را با کنجکاوی دنبال میکند. آنها شاید معنی شعر را نفهمند، اما حس رازآلود بودن فال، برایشان جذاب است. یکی از کودکان میگوید: «دوست دارم فال بگیرم چون فکر میکنم کتاب حرف میزند.» این نگاه ساده و شاعرانه، نشان میدهد که کودک چگونه بدون درگیر شدن با معناهای پیچیده، با آیین ارتباط برقرار میکند.
وقتی یلدا برای کودکان زندگی میکند
با این حال، یلدا برای همه کودکان یکسان نیست. برخی از آنها یلدا را در جمعهای کوچک خانوادگی میگذرانند، برخی دیگر در خانههایی شلوغ با حضور اقوام. برای کودکانی که در خانوادههای کمجمع یا دور از اقوام زندگی میکنند، یلدا گاهی تنها تفاوتش با شبهای دیگر، تماشای برنامههای تلویزیونی یا تماس تصویری با بستگان است. این تفاوت تجربهها، نشان میدهد که یلدا بیش از آنکه یک شکل ثابت داشته باشد، به شرایط زندگی هر خانواده وابسته است.
در سالهای اخیر، حضور تلفن همراه و فضای مجازی در شب یلدا پررنگتر شده است. کودکان این تغییر را بهخوبی درک میکنند. برخی از آنها میگویند که بزرگترها بیشتر از قبل با تلفن همراه مشغولاند. برای کودک، یلدا زمانی معنا دارد که توجه بزرگترها را به خود جلب کند. وقتی این توجه کم میشود، جذابیت شب هم کاهش مییابد. یکی دیگر از کودکان هم میگوید: «یلدا خوب است وقتی همه با هم حرف میزنند، نه وقتی همه گوشی دستشان است.»
چشمان کوچک، شبِ بزرگ؛ یلدای کودکی پر از خیال و خنده
از نگاه کودک، یلدا شب باهم بودن است؛ حتی اگر کوتاه، حتی اگر ساده. آنها بیش از تزئینات، به حضور آدمها اهمیت میدهند. کودکی که از یلدای مورد علاقهاش میگوید، به یاد میآورد که پدربزرگش برایش قصه گفته یا مادربزرگش اجازه داده کنار او بنشیند. این خاطرهها، هسته اصلی یلدا را در ذهن کودک میسازند.
یلدا برای کودکان فرصتی است برای دیده شدن. شبی که میتوانند حرف بزنند، بخندند، بازی کنند و کمتر با «الان وقتش نیست» مواجه شوند. شاید به همین دلیل است که بسیاری از آنها دوست دارند یلدا طولانیتر باشد. یکی از کودکان هم اعتقاد دارد: «کاش یلدا دو شب بود.» جملهای که در ظاهر کودکانه است، اما در عمق خود به نیاز کودک به زمان مشترک با خانواده اشاره دارد.
در نهایت، اگر یلدا را از نگاه کودک ببینیم، این شب نه مجموعهای از آیینها، بلکه فرصتی برای ساختن خاطره است. خاطرهای که سالها بعد، در ذهن همان کودکِ امروز، به شکل نوستالژی بازمیگردد. شاید کودک هیچگاه به یاد نیاورد که چرا یلدا بلندترین شب سال است، اما به یاد خواهد آورد که در شبی سرد، کنار خانواده نشسته، خندیده و احساس امنیت کرده است. همین احساس، یلدا را زنده نگه میدارد.